تبليغاتX
صدای سخن عشق

صدای سخن عشق

سه نفره

یکی بود ، یکی نبود. آن یکی که وجود داشت ، چه کسی بود؟

 همان خدا بود وغیر از خدا هیچکس نبود.

 این قصه را جدی بگیرید که غیر از خدا هیچ کس نیست

 

آیینه پرسید؟ که چرا دیر کرده است . نکند دل دیگری اورا

اسیر کرده است

خندیدم و گفتم : او فقط اسیر من است تنها دقایقی چند

تاخیر کرده است

آیینه به سادگیم خندید و گفت : احساس پاک تورا زنجیر

کرده است

گفتم : از عشق من چنین سخن مگوی گفت: خوابی !

سالها دیر کرده است

در آیینه به خود نگاه می کنم آه !!! عشقعجیب مرا پیر کرده است

راست گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است

در شیرینی بوسه غرق بودیم که ناگهان شوری اشک

رابرلبانم احساس کردم

و فهمیدم این بوسه جدایی است

 

+نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت16:10توسط الناز | |

 

  اگر کسي را دوست داشته باشي ،نمي توني توي چشم هاي اون

 

      زل بزني...     

     نمي توني دوريش را تحمل کني...

 

      نمي توني بهش بگي که چقدر دوستش داري...

 

    نمي توني بهش بگي چقدر بهش نياز داري ...

 

   واسه همينه که عاشق ها ديوونه ميشن!!!!

 

 

 

+نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت1:1توسط امیر | |

 

وقتی دستام خالی باشه
وقتی باشم عاشق تو
غیر دل چیزی ندارم
که بدونم لایق تو

دلم و از مال دنیا
به تو هدیه داده بودم
با تموم بی پناهیم
به تو تکیه داده بودم

هر بلایی سرم اومد
همه زجری که کشیدم
همه رو به جون خریدم
ولی از تو نبریدم
هرجا بودم با تو بودم
هرجا رفتم تو رو دیدم
تو سبک شدن تو رویا
همه جا به تو رسیدم

اگه احساسم و کشتی
اگه از یاد منو بردی
اگه رفتی بی تفاوت
به غریبی سر سپردی

بدون اینو که دل من
شده جادو به طلسمت
یکی هست اینور دنیا
که تو یادش مونده اسمت

+نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت13:52توسط حسین | |

                       

+نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت13:51توسط حسین | |